اربعین امام حسین علیه السلام

اربعین
تاکی حدیث سروگل و بوستان کنیم

از گلستان حدیث و ز گل داستان کنیم
عمّه رسید بوی خوشی بر مشام من

دل زنده گشت عمه بیا تازه جان کنیم
گویا زمین کرب و بلا باشد این مکان

در این زمین مباد که ما آشیان کنیم
با ساربان بگوی که ما را فرود آر

تا روی در مزار شه انس و جان کنیم
عمّه فرود آی ز محمل که ز اشک چشم

خود آبیاری این چمن و بوستان کنیم
لیلا بیا که صبح وصال پسر دمید

رو در مزار اکبرت ای ناتوان کنیم
عمّه بگو رباب ننالد که یک زمان

در خواب ناز اصغر شیرین زبان کنیم
عمّه بیا که قبر پدر را زآفتاب

با یکدگر زمعجر خود سایبان کنیم
نجمه کجاست که حجلۀ عیشی بپا کند

داماد و نوعروس در او شادمان کنیم
کلثوم رفته است سوی علقمه بیا

یادی ز ساقی حرمِ تشنگان کنیم
عمّه سر مزار پدر تا رسیم ما

بر گو کدام درد و غم خود بیان کنیم
گویم ز روی نیلی خود یا ز راه شام

یا شرح بازوی تو ز کعب سنان کنیم
از گوشۀ خرابه یا از صلای عام

یا شرح مرگ خواهرکِ مهربان کنیم
عمّه بیا ز مهر و وفا خود «فقیر » را

هر اربعین به روضۀ شه میهمان کنیم


منبع این نوشته : منبع
کنیمعمّه ,مزار